شنبه, 30 ارديبهشت 1391
خانه مقالات مقالات عصر ریزشها و ضرورت چپ
به اشتراک گذاشتن مطلب

عصر ریزشها و ضرورت چپ
مقالات - مقالات
دوشنبه ، 21 بهمن 1387 ، 00:00

با نگاهی گذرا به تاریخ سیاسی-اقتصادی بیست ساله اخیر جهانی و جغرافیای سااسی و تاریخ اندیشه های همراه آن، یک امر به تمامی خود را پدیدار میکند و بر ذهن altما میافکند: تاریخ این بیست ساله، تاریخ ریزشهاست و این ریزشها و ترکها همچنان ادامه دارند. صخره های بزرگ خرد میشوند و به پایین میریزند.آری ما در عصر سقوط هر آنچه سخت است و استوار به سر میبریم. شکافهایی که تمامی اسطوره های قرن بیستمی را همچون سیاهچاله هایی مهیب در خود فرو میبلعند. ترکهایی که نشان میدهند راهکارها و ایدئولوژیها و آلترناتیوهای تاکنونی و رنگارنگ بورژوایی و غیر کارگری به کرانه های عبور ناپذیر خود رسیده اند.

سقوط شوروی و فروپاشی این تاروپود پوسیده، خط بطلان پررنگی بود بر "سوسیالیسم واقعاٌ موجود"، بر خط استالینی مشتق شده از منش لاسال و نه برآمده از متد مارکس و لنین. شوروی نه نماینده سوسیالیسم کارگری، بلکه نظامی بود بر پایه استثمار انسان از انسان، چرا که در آنجا نیز ارزش افزوده حاصل از نیروی کار، انباشت میشد، حال در سطح کلان چه فرق میکند که این ارزش افزوده در دستان فردی انباشت شود و یا به سوی دستان بوروکراتهای دولتی، در یک ساختار سرمایه داری دولتی روانه گردد. ساختار شوروی نه در پی آزادی و برابری برای انسانها، بلکه در پی شبیه سازی و یکسان سازی انسانها برآمده بود و در این میان کاریکاتوری از مارکسیسم، روبنایی بود برای همسطح کردن پستی و بلندیها و پوشاندن تمامی تضادهای حاکم بر جامعه. چرا که هر نظام مبتنی بر استثمار، یک ایدئولوژی، یک آگاهی کاذب را ضرورتاٌ برای حفظ وضع موجود بازتولید خواهد کرد، حال چه چیزی بهتر و مهیب تر از اینکه به نام کارگر و دولت کارگری، این مقصود حاصل شود.

شوروی از هم پاشید، آنچه به روی آمد صدای کر کننده کوس و کرناهای پست مدرنیستی ای بود که حامل بار و تن پایانها بود، پایان همه چیز، فلسفه، هنر، شناخت، مبارزه و....و پایان تاریخ، که همیشه تاریخ، تکرار پی در پی لیبرال دموکراسی ای خواهد بود، که صلح و پیشرفت و آزادی را هلهله کنان به ما ارزانی خواهد داشت. این موج که خود حاصل به بن بست رسیدن چپ سنتی و افول و فروپاشی بلوک شرق بود و به نوعی در خدمت آن دورانها، دیری نپایید که مجبور به عقب نشینی در مقابل ساحل سخت واقعیت شد و از خود کف و حبابی میرا به جای گذاشت و این خود پایانی بود بر ایدئولوژی پایانها.

افول دنیای جنگ سرد، چون الاکلنگی مصادف بود با عروج رویای آمریکایی. آمریکای مرفه، آمریکای هالیوود و جنرال موتورز و موسیقی هیپ هاپ، آمریکای امن و دوستدار صلح جهانی و علاقه مند به شرق و جنوب مفلوک، آمریکای راهبر پایان تاریخ فوکویاماها. اما باز این واقعیت سهمگین، این تضادهای ماهوی نظام کارمزدی، این تناقضات تقسیم کار امپریالیستی و این منطق سود کرد آنچه را باید میکرد. این جنگهای در بیخ گوش ما، در افغانستان و عراق و غزه، به نام دموکراسی و آزادی، خط بطلان پررنگی است بر رویای آمریکایی، این بحران ۲۰۰۸ که چون دیو گرسنه ای، یک به یک بورسها و بانکها و مؤسسات مالی و اعتباری و کارخانه های اتومبیل سازی و فولاد و آلومینیوم و...را به کام خود فرو میکشد، علامت ضربدر ضخیمی است بر این رویای آمریکایی و بر تمامی خط مشی های سیاسی و الگوها و راهبردهای صاحبان آن. رویای در حال احتضاری که پرزیدنت سیاه پوست، بعد از گانگستر تکزاسی سعی در بازسازی آن دارد.

در مقیاس منطقه ای نیز دوران ما باردار پایان رویکردی ارتجاعی است، آری پایان نقد سرمایه و امپریالیسم، از منظر سرمایه و با سلاح ارتجاعی بنیادگرایی. بنیادگرایانی که خود دست پرورده غرب جنگ سرد بودند و البته ریشه دار در فرهنگ منطقه، خود منادی جنگ با ارباب شدند. بنیادگرایانی که برآمده از رنج واقعی مردم منطقه هستند و این رنج، حاصل تناقضات شیوه تولید حاکم سرمایه داری و تقسیم کارجهانی است. بنیادگرایانی که زمان عروجشان همراه بود با افول چپ، در کمیت و کیفیت، هم به دلیل سرکوب و هم به دلیل خطوط سیاسی لرزان و اشتباهش. بنیادگرایانی که خواست تغییر مردم منطقه را برای رهایی از رنج و ساخت یک زندگی بهتر، در یک معلق، تبدیل به توهمهایی چون جنگهای صلیبی میکنند و از جاری شدن آن در مجرای انسانی و مترقی و کارآمدش جلوگیری میکنند.

از آنچه تا بدینجا رفت، بار دیگر یک امر، یک برآیند خود را به تمامی پدیدار میکند و بر ذهن ما میافکند: امکان و ضرورت رشد یک آلترناتیو انسانی، یک خط مشی و رویکرد رادیکال که توانایی تغییر بنیادین وضعیت موجود را دارد. باری اکنون زمان بازگشت به مارکس است، نه مارکس اخته آکادمیسینها و نه مارکس کژدیسه شوروی، بلکه مارکس دیالکتیسین و پراتیسین و مبارز در راه افق کارگری. این ریزشها و بحرانها یک تناقض مرکزی را در سرمایه داری روشن میسازد و نشان میدهد که این روابط حاکم بر زیست انسانها و منتج از سرمایه داری، خود بزرگترین سد است برای نیل به زندگی انسانی. عبور از هر کدام از این بحرانها و ادامه حیات ساختارهای مستقر و وضعیت موجود به قیمت بیکاری و گرسنگی و نزول سطح زندگی میلیونها انسان و به قیمت جنگهای خانمانسوز تمام میشود. باری این گرایش به چپ، به عنوان امری ضروری و برآمده از ضرورت در پیش روی ما قرار دارد. ما خواستار تغییر هستیم و دقیقاٌ هم اکنون خواستار آنیم و این تنها مارکسیم است که میتواند سلاح برنده ای را برای نفی متعین وضع موجود در اختیار ما قرار دهد.

 



دیدگاه خود را بیان کنید

نام (required) *
پست الکترونیکی (نمایش داده نمیشود) (required)
کد ضد اسپم   
دیدگاه خود را بیان کنید
 

Your are currently browsing this site with Internet Explorer 6 (IE6).

Your current web browser must be updated to version 7 of Internet Explorer (IE7) to take advantage of all of template's capabilities.

Why should I upgrade to Internet Explorer 7? Microsoft has redesigned Internet Explorer from the ground up, with better security, new capabilities, and a whole new interface. Many changes resulted from the feedback of millions of users who tested prerelease versions of the new browser. The most compelling reason to upgrade is the improved security. The Internet of today is not the Internet of five years ago. There are dangers that simply didn't exist back in 2001, when Internet Explorer 6 was released to the world. Internet Explorer 7 makes surfing the web fundamentally safer by offering greater protection against viruses, spyware, and other online risks.

Get free downloads for Internet Explorer 7, including recommended updates as they become available. To download Internet Explorer 7 in the language of your choice, please visit the Internet Explorer 7 worldwide page.