|
مقالات -
مقالات
|
|
پنجشنبه ، 20 فروردين 1388 ، 17:08 |
رفقا ! به نیروهای چپ سنتی بنگرید که در آرامش خونبار ِ بورژوازی و در
خیانت و سکوتی که شایعات اطلاعات را می پرورانند ، برای خویش عروسک
انتزاعی چند واژه را چوب می زنند. برای انها سرمایه داری موضوع بحث است .
سرمایه داری برای ما خانواده است ، محیط کار است ، اوین است.
رفقا ! به نظریات ما بنگرید که چه نیروی شگرفی دارد . بنگرید چگونه در
موقعیت انضمامی در قالب بیانیه و مقاله ، در قلب واقعیت، رشد می کند و
کلیت را به چنگ می آورد. به نظرات کلیشه ای چپ سنتی نگاه کنید که مانند
جنازه ای از هیولای شکست آویزان و با وزش بادهای جریانات سیاسی به این سو
و آنسو می رود. براستی کدامیک از این "از پیش مردگان" ، "این بیش از پیش
خفتگان" ، در نظریه یارای برابری با من است.
رفقا! ما به استقبال مبارزه و خطر رفتیم بی آنکه در پس واژگان بی مفهوم ِ
"خلق" و "مردم" ، در هیپنوتیسم توده ای مشارکت کنیم. ما خود کارگریم ،
دانشجویان خود در فقر مطلق به سر می برند و آنگاه این میمونک های توده ای
و خلقی از ما می خواهند که هوادار تیم ِ "خلق" باشیم و با پرچم های کوچک
رنگی برای پرولتاریا جیک جیک کنیم. هرگز! مبارزه ی طبقاتی ، در کوچکترین
مقاطع زندگی ما جریان خواهد داشت. در خانواده برعلیه پدر ، در جامعه
برعلیه ارباب ، در ذهن برعلیه وجدان.
رفقا ! ما با فاشیسم مواجه ایم. با چهره ی واقعی سرمایه داری. آنگاه
میمونک هایی در پس توهات بین الملل گرایی خود از ما می خواهند چشمان امید
خود را به پوپولیست های مضحکی مانند چاوز و کاسترو بدوزیم.
رفقای اوین ! در سیاهچاله ها شعله ای است که در قلب شما می سوزد. شعله ای
که انسانی را می جوید اما مرگ از پنجره های خانه تان سرک می کشد. آن
دیوارها تا نگاه بی تفاوت توده ها امتداد دارد. سرکوب در سکوت امتداد می
یابد و سکوت در سرکوب. این وحشیان همسایه های خوبی برای یکدیگرند چون هریک
در قبر خویش آرمیده است.
|
دیدگاه خود را بیان کنید