شنبه, 30 ارديبهشت 1391
خانه مقالات مقالات دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب چه می گویند؟
به اشتراک گذاشتن مطلب

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب چه می گویند؟
مقالات - مقالات
نوشته شده توسط بیژن صباغ   
شنبه ، 9 خرداد 1388 ، 11:25

altبیانیه‌ی جدید دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب به عنوان سندی تاریخی از بازسازی جریان چپ دانشجویی پس از انقلاب ۵۷ و مبارزه با سرکوب و تضعیف تحمیل شده به آنان، صفحه‌ی تازه‌ای را در عرصه‌ی نقد سیاسی و بازگشایی فضای گفتمان آزاد یک تشکل دانشجویی باز می‌کند.

دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب نسبت به مصاف‌های تاکنونی‌شان، امروز تصمیم به اقدامی کم‌سابقه و بدیع گرفته‌اند. اقدامی که به راستی تغییر روند تاکنونی انشعابات بی‌مورد، انحلال‌طلبی‌ها و پاسیفیسم در جنبش دانشجویی را زیر سؤال برده و طلوعی تازه را نوید می‌دهد.

اما چه چیزی شیفت سیاسی دانشجویان آزادی‌خواه و برابری طلب را پررنگ جلوه می‌دهد؟ برای پاسخ به این پرسش، عوامل زیادی را باید مورد توجه قرار داد. عواملی که به صورت موردی، مانع ادامه‌ی فعالیت داب یا موجب کناره‌گیری برخی از نیروهایش از آن می‌شد. با بررسی اجمالی این موارد، قصد دارم سیاست جدید دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب را موضعی کاملاً سیاسی، درست و پخته نشان دهم.

* * * *

سرکوب ناگهانی دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب در سال ۱۳۸۶ را باید نقطه‌ی آغاز علنی شدن نقدهای اساسی به استراتژی‌ها و تاکتیک‌های داب و بی‌عملی موقت آنان دانست. در مورد سرکوب، مقالات بی‌شماری از سوی فعالین مختلف دانشجویی، سیاسی و کارگری نوشته شده و گاهاً دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب نیز اعلام موضع کرده‌اند. فارق از تحلیل ما نسبت به چرایی سرکوب داب از سوی جمهوری اسلامی، چند نکته‌ی مهم حائز اهمیت است.

نخست این که داب به هر حال نمی‌توانست با سبک کار گذشته به فعالیت خود ادامه دهد. حساسیت جمهوری اسلامی نسبت به همه‌ی الیت‌های فکری و پراگماتیک مخالف، جو سرکوبی را در میان همه‌ی فعالین دانشجویی، کارگری و زنان ایجاد نمود. علی‌رغم بسیاری از نقدها که دلیل اصلی سرکوب دانشجویان را وابستگی آنان به اپوزیسیون و ماجراجویی‌های آنان دانسته‌اند، معتقدم که در عدم حضور هر یک از این فاکتورها، سرکوب به هر حال به سراغ دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب می‌آمد؛ دقیقاً همان‌طور که به سراغ پلی‌تکنیکی‌ها، فعالین کمپین یک میلیون امضایی و تعداد بی‌شماری از فعالین کارگری آمد.

سرکوب دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب سرآمد تحولات بسیاری در درون این گروه بود. بسیاری از نیروهایش از آن جدا شدند، عده‌ی زیادی به خارج از ایران رفتند و باقی آن‌هایی که آزاد شدند، شدیداً زیر ضرب وزارت اطلاعات بودند. سبک کار تهاجمی دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب تا مدتی پس از سرکوب ادامه داشت تا این‌که موج جدیدی از سرکوب، موجب دستگیری تنی چند از آنان که در یک تجمع در حمایت از دانشجویان زندانی شرکت کرده بودند شد. از این پس، دانشجویان با نگاهی از دور به روند فعالیت‌هایشان، تصمیم به تغییر سبک کار و نقد اساسی فعالیت‌شان گرفتند. این تصمیم به تغییر روند فعالیت سیاسی از آن جهت بیشتر حائز اهمیت شد که فعالین داب نه تنها به دلیل سرکوب پلیس تحت فشار روزافزون بودند؛ بلکه به علت وابستگی خط فکری این جریان به جریانات اپوزیسیون، انعطاف خود را برای فعالیت در حوزه‌های داخل کشور به مرور از دست می‌دادند. لذا تعیین تکلیف کردن با گذشته و اعلام نقدهایشان به فعالیت پیشین خویش که موجب تضعیف هرچه‌بیشتر نیروهای داب در داخل کشور می‌شد، اهمیت فوق‌العاده‌ای می‌یافت.

بحث فعالیت مخفی و علنی یا استقلال یک تشکل

جنبش دانشجویی به عنوان تریبونی برای نقد و تبلیغ سیاست، نیاز دارد که علنی باشد. مخالفین فعالیت علنی، یا شامل آوانتوریست‌های چپ سنتی و یا فرصت‌طلب‌های انحلال طلب می‌شود. دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب همیشه و حتی در گذشته موضع کاملاً شفاف خود را نسبت به فعالیت مخفی در قالب یک تشکل دانشجویی، اعلام کرده‌اند. در این‌جا لازم می‌بینم اعلام کنم که منظور از فعالیت مخفی یا علنی، شکل کلی و ساختاری فعالیت یک گروه است. مثل شکل کلی فعالیت سازمان چریک‌های فدایی خلق که مخفی بود، ولی چهره‌های علنی زیادی داشت. پرواضح است که یک تشکل دانشجویی به سبب شیوه‌ی خاص ارتباطش با بدنه‌ی دانشجویی و جنبش‌های رادیکال، آن هم در شرایطی که جنبش‌های اصیل اجتماعی در هاله‌ای از فقدان یا پاسیفیسم قرار دارند و هنوز جای خود را در مناسبات سیاسی و اجتماعی روز ایران به درستی پیدا نکرده‌اند، نمی‌تواند مخفی باشد و فعالیت زیرزمینی، حتی در شرایط سرکوب موجود، کار به جایی نبرده و توهمی بیش نیست.

یکی از نقدهای عمده به سبک کار دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب، وجود عناصر مخفی‌کار در مرکزیت این جریان بوده است. البته کمتر کسانی هستند که به این دلیل، کلیت دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب را تشکلی مخفی بدانند. دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب پرچم داشتند، چهره‌ی تک‌تکشان در دانشگاه علنی بود و در آزادی کامل (منظور بدون نیاز به مخفی بودن است) ابراز عقیده می‌کردند و مقاله می‌نوشتند. اما وجود عناصر علنی وابسته به جریان‌های گوناگون اپوزیسیون در این جریان کاملاً مشهود بود. ارتباط این اعضا با اپوزیسیون، به دلیل سرکوب موجود الزاماً مخفیانه بوده و در حقیقت می‌توان گفت جریانی ذاتاً موازی با رشته‌ی دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب را ایجاد کرده بود.

این جریان، در عین این‌که خود را داب می‌دانست و به‌واقع مواضع داب را در همه‌جا گسترش می‌داد، به صورت طبیعی سعی در نیروگیری برای جریان متبوع خود و پیشبرد اهدافش در تصمیم‌گیری‌های داب داشت.

بنابراین، می‌توان گفت که دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب جریانی بودند که برخی از اعضایش وابسته به اپوزیسیون بوده و ممکن بود بنا به مصالح خود و سازمانشان، خارج از حیطه‌ی فعالیت دانشجویی، فعالیت مخفی انجام دهند. تا این‌جای کار مشکلی نیست. طبیعتاً همه‌ی اعضای یک جریان مستقل نیستند و نمی‌توان کسی را صرفاً به سبب ارتباط با فلانی یا اصلاً عضویت در فلان جریان خارج کشور تخطئه یا حتی تصفیه کرد. همان‌طور که همه‌جا می‌توانیم این موضوع را ببینیم. اما مسأله‌ی اصلی این بود که داب می‌رفت که تصمیم‌گیری‌ها و در کل هویتش را به دلیل کاریزماتیک بودن این تعداد محدود از اعضا، رسماً به جریان‌هایی از اپوزیسیون واگذار کند و در واقع نوعی همگرایی خاص نسبت به الیتی سرخط در آن سوی آب‌ها ایجاد می‌کرد. این موضوع البته به این دلیل به ضرر داب تمام می‌شد که داب هنوز تشکیلات منسجمی نداشت و تصمیم‌گیری‌ها گاهاً تحت اتوریته‌ی این جریان نیمه‌مخفی قرار داشت.

موضوع حل شدن دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب در یک چنین جریانی قطعاً به مذاق وزارت اطلاعات نیز خوش آمد، چنان که می‌بینیم امروز وزارت اطلاعات کل جریان داب را – به غیرواقع – شاخه‌ای دانشجویی از اپوزیسیون می‌داند و پروپاگاند وسیعی علیه این جریان ایجاد کرده است.

پس همان‌طور که ذکر شد، داب به دلیل عدم انسجام تشکیلاتی، در زمانی به ناآگاه تشکیلات را به خارج کشور واگذار می‌کرد که هنوز می‌توانست از نظر جنبشی، گارد بازی داشته باشد و خطوط مختلف فکری را در خود جای دهد و بتواند فصل مشترک‌های زیادی با جریان‌های گوناگونی از چپ دانشجویی داشته باشد.

لذا تعیین تکلیف کردن با این سبک کار در یک تشکل دانشجویی از اوجب واجبات است. دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب در بیانیه‌شان رسماً اعلام می‌کنند که به چنین فعالیتی که در گذشته وجود داشته است نقد اساسی داشته و تصمیم دارند جریانی باشند که ماهیتاً مستقل از اپوزیسیون است.

این تصمیم، قدمی است رو به جلو برای همکاری و همگرایی با همه‌ی گروه‌های چپ دانشجویی موجود که مواضع دموکراتیک و پیش‌گفته‌ی داب را در بیانیه‌ی اخیرشان قبول دارند.

اما پس چه بر سر داب و جنبش چپ دانشجویی می‌آید؟

هم‌اکنون شرایط سیاسی و اقتصادی حاضر ایران، دروازه را برای نیروهای واقعی چپ در کشور گشوده است تا بتوانند دیدگاه سلبی‌شان به اقتصاد و سیاست سرمایه‌داری را به معرض ظهور برسانند. هرچند که به احتمال قوی پس از انتخابات ریاست جمهوری، هر کدام از کاندیداها که انتخاب شوند، به حال جنبش چپ رادیکال تأثیری نخواهد داشت و با انسجام دوباره‌ی چپ در ایران، تیغ سرکوب عریان‌تر از همیشه روی گلوی جنبش هنوز ناپخته‌ی چپ قرار خواهد گرفت؛ لیکن انسجام جنبشی همه‌ی نیروهایی که اینک در درون دانشگاه، کارخانه، مدرسه، بیمارستان و … خود را چپ می‌دانند، پاسخی خواهد بود به سرکوب نزدیک.

اما انسجام جنبش چپ در ایران چاره‌ای جز همگرایی تقریبی نیروهای رادیکال چپ در داخل اجتماع ندارد. این نیروها بایستی توان و زبان گفتمان را بازیافته و بتوانند در مواقع حاد و مشخص، واکنشی مشخص و یکسان انجام دهند. چپ باید شعور این را پیدا کند که جز با تبیین ایدئولوژی طبقه‌ی کارگر، بردنش به درون جامعه و تعیین کردن سبک کارش به طوری که در تقابل جدی با دیگر حرکت‌های رادیکال در درون جامعه قرار نگیرد، نمی‌توان پرچم آزادی و برابری برای همه را بالا برد و کمینه‌ای از سوسیالیسم را حتی محقق کرد.

دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب در این زمان وظیفه‌ای جدی و مهم دارند. داب باید بتواند روی نگاهش را از حوزه‌ی کنونی سکتاریسم و توجه صرف به تشکیلات در برابر جنبش، تغییر داده و بار دیگر بی هیچ تعصب تشکیلاتی، جنبش دانشجویی را مدنظر قرار دهد. داب باید بداند که در زمانی که چپ دانشجویی کمپینی است، چپ دانشجویی گاهاً لیبرال است، چپ دانشجویی طرفدار مکتب فرانکفورت و برنشتاین است، داب باید همه‌ی تجربیات گذشته‌اش را بی هیچ بیش و کم در اختیار جنبش چپ دانشجویی قرار دهد و جنبش را به عنوان ظرفی که باید پیش از اندیشیدن به تشکیلات پر شود، دریابد. جنبشی که می‌رود تا هرچه‌بیشتر رادیکال شود.

داب آخرین نفس‌هایش را خواهد کشید اگر در قفس تنگ گفتمانی قرار بگیرد که به همه «نه» می‌گوید و هیچ حرکت جوانی را قابل همکاری و عمل مشترک نمی‌داند. داب به جنبش دانشجویی مدیون است و چاره‌ای جز یافتن زبان مشترک با فعالین مستقل و تشکل‌های دانشجویی خودسازمان‌یافته ندارد. داب باید بتواند آن‌چه را که این روزها با نام بیانیه روی سایتش می‌زند، عملاً اجرا کند و به جنبش دانشجویی ثابت کند که آمده است برای صاف کردن حساب‌هایش با گذشته، همگرا شدن با جنبش چپ رادیکال دانشجویی و یافتن گفتمانی که در پس تشکیلاتش، دیری گم کرده بود.

 

این یک بیژن است

 



دیدگاه خود را بیان کنید

avatar Keywan
0
 
 
salam Bijan jan
Matlabe jalebi neveshtid aziz. Rafigh Bijan nazarat dar morede tafakore Abed Tavanche chist? Aya mavafege bahsaye Abde Tavanche hastid ?Motasfane Abed Tavanche bejaye inke az DAB defah kone mibinim ke har roz zede DAB mishe.
Zende bad Daneshjoyane AZADIXAH va BARABARYTALAB
شنبه 09 خرداد 1388, 17:38
دیدگاه خود را بیان کنید
نام (required) *
پست الکترونیکی (نمایش داده نمیشود) (required)
کد ضد اسپم   
دیدگاه خود را بیان کنید
لغو
avatar سارا
0
 
 
ادمهاي مبارز و استوار تحليلشان هم منطقي و قوي است دستت درد نكند بيژن جان زنده باد ازادي زنده باد برابري
شنبه 09 خرداد 1388, 23:07
دیدگاه خود را بیان کنید
نام (required) *
پست الکترونیکی (نمایش داده نمیشود) (required)
کد ضد اسپم   
دیدگاه خود را بیان کنید
لغو
avatar بيژن صباغ
0
 
 
عابد براي همه ي كساني كه او را مي شناسند خيلي تعجب برانگيز نيست. هميشه همين بوده، مخصوصاً اين كه اين روزها زير لواي «نقد» حرف مي زند.

«نقد» عابد به حزب حكمتيست به من ربطي ندارد. اما مي توانم بگويم در مورد داب هيچ چيز نمي داند. اين است كه تعجب آدم را بر مي انگيزد. او هميشه دوست دارد بگويد كه از همه چيز اطلاع دارد، ولي معلوم است كه يا هيچ چيز نمي داند، يا احساس مي كند ديگران هيچ چيز نمي دانند و يا طبق معمول در حال شانتاژ كردن است!!! براي تك تك جملاتي كه در مورد داب مي گويد مي شود فاكت آورد كه در مورد خيلي هاشان اشتباه مي كند و لزوماً اشتباه نتيجه مي گيرد، ولي من شكي ندارم كه عابد حتي اگر مطمئن باشد كه اشتباه مي كند، باز هم ادامه مي دهد، چون او نماينده ي جرياني مخالف داب است (هر چند كه خود را داب و جريان بازسازي آن مي داند). حتي اگر داب بخواهد تغيير كند.

فرقي ندارد. من فقط يك جمله بگويم: عابد مخالف است!!!
يكشنبه 10 خرداد 1388, 02:13
دیدگاه خود را بیان کنید
نام (required) *
پست الکترونیکی (نمایش داده نمیشود) (required)
کد ضد اسپم   
دیدگاه خود را بیان کنید
لغو
avatar چپ راديكال
0
 
 
سلام رفقا
فكر مي كنم براي همه روشن شده باشد كه عابد توانچه در خدمت اطلاعاتيها در امده است. دلايل بسيازر قوي مي شود اورد. يك دليل اين است كه اصراردارد افرادي از داب را عضو حزب حكمتيست بداند هرچند كه رفقا در بيانيه اخيرشان در اين رابطه به طور واضح موضعگيري كردند. دومآ در ضمن حرفهايش اطلاعات را مقتدر و زيرك معرفي ميكند تا در دل مبارزين ترس بياندازيد و يك موجود غول مانند و غير قابل شكست از اطلاعات بسازد. با اين اوصاف اگر مهره اطلاعاتيها نباشد و شخصآ اين كارها را بكند يك بزدل فرصت طلب است كه لايق مبارزه و ماركسيست بودن نيست.
همه ميدانند كه عابد اصلا چپ راديكال نيست ولي مصرانه مي خواهد به چپ راديكال بپيوندد. اين چه دليلي مي تواند داشته باشد؟ چرا با ديگر گروههاي چپ نمي رود؟ چرا فقط او و يكي دو نفر معترضند كه هيچ كدام هم چپ راديكال نيست؟
يكشنبه 10 خرداد 1388, 15:08
دیدگاه خود را بیان کنید
نام (required) *
پست الکترونیکی (نمایش داده نمیشود) (required)
کد ضد اسپم   
دیدگاه خود را بیان کنید
لغو
نام (required) *
پست الکترونیکی (نمایش داده نمیشود) (required)
کد ضد اسپم   
دیدگاه خود را بیان کنید
 

Your are currently browsing this site with Internet Explorer 6 (IE6).

Your current web browser must be updated to version 7 of Internet Explorer (IE7) to take advantage of all of template's capabilities.

Why should I upgrade to Internet Explorer 7? Microsoft has redesigned Internet Explorer from the ground up, with better security, new capabilities, and a whole new interface. Many changes resulted from the feedback of millions of users who tested prerelease versions of the new browser. The most compelling reason to upgrade is the improved security. The Internet of today is not the Internet of five years ago. There are dangers that simply didn't exist back in 2001, when Internet Explorer 6 was released to the world. Internet Explorer 7 makes surfing the web fundamentally safer by offering greater protection against viruses, spyware, and other online risks.

Get free downloads for Internet Explorer 7, including recommended updates as they become available. To download Internet Explorer 7 in the language of your choice, please visit the Internet Explorer 7 worldwide page.