سه شنبه, 02 خرداد 1391
خانه مقالات مقالات از صدايي ميان صداها تا رساترين فرياد!
به اشتراک گذاشتن مطلب

از صدايي ميان صداها تا رساترين فرياد!
مقالات - مقالات
سه شنبه ، 14 اسفند 1386 ، 19:36

 

"چند سال پيش كتابي از مارشال برمن به نام تجربه مدرنيته در ايران منتشر شد كه تصوير متفاوتي از ماركس ارائه مي داد.ماركسي كه تاملاتش در باب دنياي مدرن هنوز الهام بخش است.اين واكنش بخشي از واكنش دنياي فكري پس از جنگ سرد به ماركس را نشان مي داد.اما باي ما كه ماركس را با كتاب هاي جلد سفيد شناخته ايم(به همت حزب توده!) اين تصوير جدد شايد چندان قابل هضم نبود.نشانه اش آنكهپس از گذران يك موج پست مدرنيسم و ساختارشكني پرچم هاي سرخ بار ديگر در دانشگاه ها به احتزاز در آمد." [۱]

 

ليبراليسم نسبت به حضور دوباره نيروهاي چپ در دانشگاه واكنشي هيستريك از خود نشان داد.گويي ليبراليسم با امري غير منتظره روبرو شده و گيج و مبهوت از اينكه دوباره دشمن قديمي-كه به خيال خودش به تاريخ پيوسته بود-موي دماغش شده،به دنبال دفع فتنه است.ليبراليسم نيروهايش را بسيج مي كند.صف تئوريسين هاي مزد بگير،از محمد قوجاني-طرفدار پروپاقرص  سابق آزادي بيان و انديشه و جامعه چند صدايي-تا بابك احمدي-روشنفكر ژرف انديشي كه با مصلحت انديشي هايش همواره راه درست را نشان داده-پيوندي مقدس با حاكميت براي سركوب اين"خدانشناسان"برقرار مي كنند تا براي لحظاتي همگانچشمان خود را ببندند،شعار آزادي بيان و اديشه را فراموش كنند،تا نداي منحوس آزادي خواهي و برابري طلبي خفه شود.

با وجود  اين ليبراليسم بايد جوابگوي افكار عمومي نيز باشد.بايد توضيح داده شود،چرا اين "دگم انديشان"به دانشگاه ها بازگشتند؟مطابق معمول ليبراليسم،حضور دوباره نيرو هاي چپ در دانشگاه را تحليل مي كند.تئوريسين هاي ليبراليسم،علت اين مصيبت را"سرسري خواندن ماركس"و"جو گرفتگي!!"مي دانند.آنان معتقدند:"نسل جديدي از سوسياليست ها كه بهتر است به آنها لقب سوسول سوسياليست بدهيم ،همان طبقه متوسطي كه چون تاريخ ملي اش را نخوانده و قهرمانانش مرده اند و در پي  قهرمان گمشده اش مي گردد كه امروزين باشد و مد روز و خوش قيافه و موضوع گفت و گوهاي عاشقانه رو به سوي ارنستو چه گوارا مي برد و روي تي شرت و پوستر و مجله و ديوار خانه او را بت خويش مي سازد."[۲]تحليل ليبراليسم بنا به ماهيتش فرمال و روبنايي است.ليبراليسم چپ گرايي جديد را ،مدي جديد مي داند.آن را معلول "سرسري خواندن ماركس" مي داند.ليبراليسم به ناچار تحليل رواني از چپ گرايان مي كند چون نمي تواند تحولات اجتماعي،كه نياز به مطرح شدن يك آلترناتيوچپ را الزامي مي كند،درك كند.ليبراليسم نمي تواند درك كند كه عروج راديكاليسم تا چه حد مدلول عدم ارضاي مطالبات راديكال جامعه توسط چارچوب هاي نظري اش،و پروژه هاي سياسي رنگارنگش-از دوم خرداد گرفته تا انقلاب مخملي و دخالت خارجي- است.پروژه هايي كه به رغم تنوع و  حتي تضادشان،همگي در يك امر اشتراك دارند:عدم دخالت مردم در تغيير فرماسيون اجتماعي!!و به همين دليل هيچكدام حتي گامي در راستاي طرح مطالبات راديكال جامعه بر نميدارند.

تضاد هاي ذاتي گفتمان ليبراليسم،باعث شكست خوردن در تحقق مطالبات جامعه مي شود.مطالباتي كه هر روز راديكالتر ميشود ئ با رشد آگاهيش ،ناتوان بودن ليبراليسم در تحقق اين مطالبات را بيشتر در ميابد.اينجاست كه چپ راديكال به عنوان تنها نماينده واقعي راديكاليسم مطرح مي شود.و شعار "آزادي،برابري"نماينگي راديكالترين نيروهاي جامعه را در دست مي گيرد.

برگزاري آكسيون ۱۳ آذر،توسط "دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب"نشاندهنده گسترش راديكاليسم در سطح جامعه است.راديكاليسمي كه ديگر در چارچوب ليبراليسم نمي گنجد.راديكاليسمي كه ديگر"دفتر  تحكيم وحدت "را به عنوان سخنگوي خود نمي پذيرد.راديكاليسمي كه آگاهانه،عقب نشيني دفتر تحكيم وحدت را از مواضع راديكال نظاره مي كند.

خيانت نيروهاي ليبرال (و در صدرشان دفتر تحكيم وحدت)به مطالبات راديكال و اوج گيري چپ راديكال نشاندهنده تحولاتي است،كه كه به ناچار و بنا به خصايل ذاتي ليبراليسم و ماركسيسم ،وزنه قدرت را به طرف دوم نزديك مي كند.چرا كه  چپ راديكال،با در دست گرفتن پرچم راديكاليسم و با ايستادگي در برابر همه نيروهاي سازشكار ،به همه نشان داد كه بر خلاف تحكيم وحدت و ديگر نيروهاي راست،بر سر مطالبات جامعه ،حاضر به  معامله با حاكميت نيست!!!

و درست در همين مقطع ،كه تمامي نيروهاي راست به خواست هاي حاكميت تن داده اند،حاكميت چپ راديكال را به عنوان تنها نيروي واقعا مقاوم شناسايي مي كند و دست به سركوب مي زند.بازداشت بيش از۶۰ تن از" دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب"در جريان برگزاري مراسم ۱۳ آذر نشاندهنده همين مسئله است.امري كه در سالهاي گذشته در بين جريانات دانشجويي بي سابقه بوده است.

اما اين سركوب نيز شكست خورد.زيرا حاكميت نيز توان درك ريشه دواندن راديكاليسم چپ در جامعه را ندارد.او به خيال خود با بازداشت دانشجويان چپ،مي تواند فرياد "آزادي،برابري" را  خفه مي كند.ولي درست در همين زمان با خيل عظيمي از نيروهاي راديكال كه حول محور آزاديخواهي و برابري طلبي گرد هم آمده اند،روبرو مي شود.نيروهايي كه با وجود عدم ارتباط سازمان يافته با يكديگر، نشان مي دهند كه تنها  فرياد آزاديخواهي و برابري طلبي است كه گوش حاكمان را كر مي كند .

 

زنده باد آزادي

زنده باد برابري

 

یکی از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب آزاد شده 


[۱]-نشريه شهروند امروز،شماره  ۲۰،مقاله  ماركس به روايت ليبرال ها

[۲]-نشريه شهروند امروز،شماره ۱۹ ،يادداشت سردبير"التقاط جديد،پوپوليسم جاده صاف كن كمونيسم" صفحه ۵



دیدگاه خود را بیان کنید

نام (required) *
پست الکترونیکی (نمایش داده نمیشود) (required)
کد ضد اسپم   
دیدگاه خود را بیان کنید
 

Your are currently browsing this site with Internet Explorer 6 (IE6).

Your current web browser must be updated to version 7 of Internet Explorer (IE7) to take advantage of all of template's capabilities.

Why should I upgrade to Internet Explorer 7? Microsoft has redesigned Internet Explorer from the ground up, with better security, new capabilities, and a whole new interface. Many changes resulted from the feedback of millions of users who tested prerelease versions of the new browser. The most compelling reason to upgrade is the improved security. The Internet of today is not the Internet of five years ago. There are dangers that simply didn't exist back in 2001, when Internet Explorer 6 was released to the world. Internet Explorer 7 makes surfing the web fundamentally safer by offering greater protection against viruses, spyware, and other online risks.

Get free downloads for Internet Explorer 7, including recommended updates as they become available. To download Internet Explorer 7 in the language of your choice, please visit the Internet Explorer 7 worldwide page.