در خاک میشود
بهزودی
با شیارهای شب
بر گُرده و بازوانش.
از بسکه
سینه به سینهی
شب
ایستاده بود،
از بسکه
خیره
به چشمهاش
چشم دوخته بود،
از بسکه
عُظمای شب را
ریشخند کرده بود،
جبروت آنرا
ناچیز خوانده بود،
شب
انتقام گرفت.
علیرضای ما را
شب
روزی
ز ما
گرفت.
| به یاد علیرضا داودی |
|
|
دیدگاه خود را بیان کنید
با توجه با آشنایی نزدیکی که با رفیق علیرضا داشتم خبر مرگ او باعث تاثر شدید من شد در اینحال ثابت کرد جمهوری اسلامی تصمیم قاطع گرفته است به بهانه کودتا تمامی فعالین سوسیالیزم وانسانی را بهر روش کثیف در زندان وبیرون نابود کند باید روشی تهیه کرد که لاقل اتو کشیده وبدون هزینه برای حکومت دستگیر ونابود نشویم
زنده باد سوسیالیزم
علی رفت ولی یادش و ارمانهاش با ماست
چه یارها و اشیانه ها که سوختند .... چه یادها و ارمانها که زنده اند
وقتی خبر مرگ علی رو شنیدم از بن کنده شدم
صورت علی جلوی چشمام که میگفت من با ارمانهام مسخ شدم و صدای مامورین ... توی سرم میچید که میگن : این ادمای کثیف این ادمای بی هدف این ادمای ...
ساکت شید تا جنازه ها حرف بزنن
شما بی ارمان و بی هدفید که دست به هر کاری می زنید برای کشتن انسانهایی چون علی
صدای قدمهای ازادی از زیر پوست ترس این حکومت داره مییاد
گوش به زنگ صدای در باشید ، زنگ ازادی